مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

112

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

فرمانبردارى از دستورهايش ، خود را به او نزديك گرداند . از ماهرترين واليان معاويه در اجراى نقشه پراكنده‌سازى ، زيادبن ابيه بود كه معاويه او را پسر خوانده پدرش مىخواند . شواهد اين حقيقت تلخ در متون تاريخى بسيار است ، و ما در اين‌جا براى اثبات آن تنها به نقل گزيده‌اى از نامه سرّى معاويه به زياد بسنده مىكنيم ؛ كه در آن چنين آمده است : « اما بعد ، در نامه‌اى كه به من نوشته‌اى درباره عرب پرسيده‌اى كه چه كسى را گرامى بدارى و چه كسى را خوار كنى ؟ چه كسى را نزديك و چه كسى را دور گردانى ؟ از چه كسى ايمن و از چه كسى برحذر باشى ؟ . . . برادر ، من عرب را از همه بهتر مىشناسم : به قبيله يمنى بنگر و آنان را در ظاهر گرامى بدار اما پنهانى خوار كن ، كه من نيز با آنان چنين مىكنم . . . به قبيله ربيعة بن نزار بنگر و سرانشان را گرامى بدار ، اما عامه‌شان را خوار كن ، زيرا كه عوامشان پيرو اشراف و بزرگانشانند . به قبيله مضر بنگر و آنان را به جان يكديگر بينداز ، زيرا اينان به شدت سرسخت و مغرورند . اگر چنين كنى و آنان را به جان هم بيندازى از شرشان ايمنى . . . به موالى و مسلمانان عجم بنگر و با آنان به شيوه عمر رفتار كن ، زيرا اين كار موجب خوارى و ذلت آنان است : اعراب از آنان زن بگيرند ولى به آن‌ها زن ندهند ، عرب از آنان ارث ببرند ولى آن‌ها از عرب ارث نبرند ؛ عطا و جيره‌شان را كم كن ؛ در جنگ‌ها آنان را پيشاپيش بفرست تا راه‌ها را تعمير و درختان را ببرند ؛ هيچ كس از آن‌ها نبايد براى عرب پيشنمازى كند ؛ هيچ كس از آنان تا عرب هست نبايد در صف اول جماعت بايستد ، مگر آن كه بخواهد صف را پر كند . آنان را بر هيچ مرزى از مرزها و يا شهرى از شهرهاى اسلامى مگمار و هيچ كس از آنان نبايد منصب قضاوت و حكمرانى بر مسلمانان را تصدى كند . اين شيوه‌اى بود كه عمر درباره آنان اعمال مىكرد . - خداوند به جاى امّت اسلامى به طور عموم و بنى اميه به‌ويژه پاداش‌ها را به او بدهد - به جانم سوگند كه اگر آنچه او و دوستش كردند ؛ و نيرو و صلابتشان در دين خدا نبود ، ما و همه بنىاميه از موالى بنىهاشم بوديم و اينان يكى پس از ديگرى خلافت را به ارث مىبردند . بنابراين پس از آن كه نامه‌ام به تو رسيد ، عجم را خوار و زبون و از خود دور كن و از هيچ كدامشان كمك مگير و نيازشان را برآورده مساز . ابن ابى معيط برايم نقل كرده است